(سایت مداحی کربلایی محسن احمدی)
بانوای دلنشین کربلایی محسن احمدی دوشنبه شبـــــــها راس ساعت:21 نعمت آباد خ میرزایی جنب خیابان مینو حسینیه حضرت ابوالفضل العباس(ع)،سامانــــــه هیئت:09381954355،سایت سیاسی مذهبی،اشعار مذهبی،اشعار مهدوی،احادیث و روایات
دانلود مداحی با صدای کربلایی محسن احمدی
نـــــــــويـسـنـدگـان

جعل روضه دروغين در مجلس روضه خوان

در ده پانزده سال پيش كه به اصفهان رفته بودم ، در آن جا مردى بود به نام مرحوم حاج شيخ محمد حسن نجف آبادى اعلى الله مقامه . خدمت ايشان رفتم و روضه اى را كه تازه در جايى شنديه بودم و تا آن وقت نشنيده بودم ، براى ايشان نقل كردم....

نظر یادت نره همسنگر عزیز


جعل روضه دروغين در مجلس روضه خوان

در ده پانزده سال پيش كه به اصفهان رفته بودم ، در آن جا مردى بود به نام مرحوم حاج شيخ محمد حسن نجف آبادى اعلى الله مقامه . خدمت ايشان رفتم و روضه اى را كه تازه در جايى شنديه بودم و تا آن وقت نشنيده بودم ، براى ايشان نقل كردم . كسى كه اين روضه را مى خواند، اتفاقا ترياكى هم بود. اين روضه را خواند و بقدرى مردم را گرياند كه حد ندارد. داستان پيرزنى را نقل مى كرد كه در زمان متوكل مى خواست به زيارت امام حسين (عليه السلام) برود و آن وقت جلوگيرى مى كردند و دستها را مى بريدند، تا اين كه قضيه را به آنجا رساند كه اين زن را بردند و در دريا انداختند. در همان حال اين زن فرياد: يا ابوالفضل العباس ! وقتى داشت غرق مى شد، سوارى آمد و گفت : ركاب اسب مرا بگير و ركابش را گرفت . گفت : چرا دست دراز نمى كنى ؟ گفت : من دست در بدن ندارم ، كه مردم خيلى گريه كردند.
مرحوم حاج شيخ محمد حسن تاريخچه اين قضيه را اين طور نقل كرد كه يك روز در حدود بازار، حدود مدرسه صدر، مجلسه روضه اى بودكه از بزرگترين مجالس اصفهان بود و حتى مرحوم حاج ملا اسماعيل خواجويى كه از علماى بزرگ اصفهان بود، در آن جا شركت داشت . واعظ معروفى مى گفت كه من آخرين منبرى بودم . منبريهاى ديگر مى آمدند و هنر خودشان را براى گرياندن مردم اعمال مى كردند. هر كس مى آمد روى دست ديگرى مى زد و بعد از منبر خود مى نشست تا هنر روضه خوان بعد از خود را ببيند. تا ظهر طول كشيد. ديدم هر كس هنرى دارد داشت به كار برد، اشك مردم را گرفت . فكر كردم من چه كنم ؟ همان جا اين قضيه را جعل كردم . رفتم قصه را گفتم و از همه بالاتر زدم . عصر همان روز رفتم در مجلس ‍ ديگرى كه در چارسوق بود. ديدم آن كه قبل از من منبر رفته ، همين داستان را مى گويد. كم كم در كتابها نوشتند و چاپ هم كردند.

حماسه حسينى ، ج 1، صص 85 - 84

نظر یادت نره همسنگر عزیز ░▒(پایگاه مداحی کربلایی محسن احمدی)▒░

[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 02:20 ] [ heiat110 ] [ ارسال نظر(0) ]
░▒ نظر یادت نره همسنگر گرامی، برای بهتر شدن سایت لطفا اینجا کلیک نمائید heiat110.lxb.ir ▒░
پایگــاه مداحـــــــــــی

بــــــسـم الله الـــــــرحــمن الـــــــرحــیـم شما جوانید قدر لحظات جوانی را بدانید هــرگز جـز بـرای رضـای خـدا کاری نکنید. {حــــــضـرت آیــت آلله امــام خـامنـــه ای} تـا کــــــــور شـود هــر آنکـــه نـتواند دیـــد بین مـــن و رهبــــــر عزیزم عهــدی سـت ســید عــــــــلی حســــینی خـامنـــه ای فـــــرمانده ی ارشد سـپاه مهـــدی سـت شــادی دل حـضــرت زهــرا(س) صـــلوات نــویسنده: ســـــیـد مـهــــدی رضـــوی
مـوضوعــــــــــات وب
امـــــــکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران